الیجه نوعی پارچه دستباف راهراه و رنگارنگ است که در فرهنگهای فارسی، آن را پارچهای پشمی یا ابریشمی معرفی کردهاند. بااینحال، شواهد محلی و تاریخی نشان میدهد که بعضی گونههای الیجه را با پنبه یا ترکیبی از پنبه و ابریشم نیز میبافتهاند.
امروزه واژه «الیجه» کمتر از نام پارچههایی مانند کرباس، مخمل و زربفت شنیده میشود؛ اما این نام در فرهنگهای فارسی و برخی نوشتههای مربوط به بافتههای سنتی باقی مانده است. تعریفهای موجود در منابع کاملاً یکسان نیستند. در بعضی منابع بر پشمی یا ابریشمی بودن پارچه تأکید شده و در برخی دیگر، نمونههایی نخی یا پنبهای از آن معرفی شده است. ویژگی مشترک بیشتر این تعریفها، راهراه یا چندرنگ بودن پارچه است.
معنی الیجه در فرهنگهای فارسی
فرهنگ فارسی معین، الیجه را نوعی پارچه راهراه پشمی یا ابریشمی میداند که با دست بافته میشود. در فرهنگ عمید نیز تقریباً همین تعریف آمده است. بنابراین، کوتاهترین پاسخ به پرسش «الیجه چیست؟» چنین است:
الیجه پارچهای دستباف، راهراه و معمولاً پشمی یا ابریشمی است.

در لغتنامه دهخدا، اطلاعات مربوط به این پارچه بیشتر زیر صورتهای دیگری مانند «الاجه»، «الجه» و «الاچه» آمده است. در مدخل «الاجه» از پارچهای ابریشمی و مخطط، یعنی راهراه، سخن گفته شده است. همان مدخل به پارچههای ابریشمی و پنبهای با نامهای «الاجا شامی» و «الاجا هندی» نیز اشاره میکند. دهخدا در مدخل «الجه» آن را جامهای راهراه و رنگارنگ معرفی کرده است.
| منبع | تعریف یا ویژگی ثبتشده |
|---|---|
| فرهنگ معین | پارچه راهراه پشمی یا ابریشمی که با دست بافته میشود |
| فرهنگ عمید | پارچه راهراه پشمی یا ابریشمی دستباف |
| لغتنامه دهخدا، مدخل «الاجه» | پارچه ابریشمی مخطط و اشاره به گونههای ابریشمی و پنبهای |
| لغتنامه دهخدا، مدخل «الجه» | نوعی قماش راهراه و رنگارنگ |
پارچه الیجه چه ویژگیهایی داشته است؟
با کنار هم گذاشتن تعریفهای لغتنامهای و شواهد منطقهای، میتوان سه ویژگی اصلی برای الیجه در نظر گرفت:
۱. راهراه یا رنگارنگ بودن
مهمترین ویژگی الیجه، وجود راهها یا نوارهای رنگی در بافت آن بوده است. در منابع قدیمی برای بیان این ویژگی از واژه «مخطط» نیز استفاده شده است. مخطط در اینجا به پارچهای گفته میشود که خطوط یا نوارهای متمایز و معمولاً موازی دارد.
۲. دستباف بودن
در فرهنگهای معین و عمید، دستباف بودن بخشی از تعریف الیجه است. این ویژگی نشان میدهد که نام الیجه در اصل به بافتهای سنتی تعلق داشته، نه به پارچهای که با ماشینهای نساجی امروزی تولید شود.
۳. تنوع در الیاف
اگر فقط به تعریف فرهنگ معین و عمید توجه کنیم، الیجه را باید پارچهای پشمی یا ابریشمی بدانیم؛ اما منابع دیگر تصویر گستردهتری ارائه میکنند. در کتاب «اورازان» اثر جلال آلاحمد، الیجه «کرباس رنگین» معنا شده است. همچنین در بعضی گزارشهای محلی، الیجه در میان پارچههای بافتهشده از پنبه قرار گرفته است.
در دانشنامه ایرانیکا نیز واژه نزدیک «آلاچه» برای پارچهای چندرنگ و راهراه در شمال افغانستان به کار رفته است. این پارچه در بعضی مناطق از پنبه و در برخی نمونهها از پنبه و ابریشم یا ریون بافته میشده و برای دوخت چَپَن، نوعی بالاپوش بلند، کاربرد داشته است.
این تفاوتها الزاماً به معنای اشتباه بودن یکی از منابع نیست. احتمال دارد نام الیجه و صورتهای نزدیک آن در دورهها و مناطق گوناگون برای پارچههایی با مواد اولیه متفاوت به کار رفته باشد؛ درحالیکه ویژگی راهراه و رنگارنگ بودن آنها ثابت مانده است.
صورتهای دیگر واژه الیجه
در فرهنگها و نوشتههای قدیمی، نام این پارچه با املای یکسان ثبت نشده است. مهمترین صورتهای نزدیک به الیجه عبارتاند از:
- الاجه
- الجه
- الاچه
- آلاچه
فرهنگ عمید «الاجه» و «الجه» را به الیجه ارجاع میدهد. لغتنامه دهخدا نیز «الجه» را صورت کوتاهشده «الاجه» دانسته و «الاچه» را نام پارچهای دورنگ و مخطط ثبت کرده است. در مدخلهای دهخدا، بعضی از این صورتها ترکی دانسته شدهاند؛ بااینحال، تنها بر پایه این ارجاعها نمیتوان مسیر دقیق دگرگونی واژه و نسبت همه شکلهای آن را با قطعیت بازسازی کرد.
به همین دلیل، بهتر است «الیجه» را صورت اصلی در فارسی امروز بدانیم و شکلهای دیگر را صورتهای تاریخی یا منطقهای نزدیک به آن معرفی کنیم، نه اینکه بدون سند همه آنها را دقیقاً یک واژه با یک مصداق ثابت بدانیم.
الیجه در کاربردهای محلی
کاربرد محلی این واژه نشان میدهد که معنای الیجه همیشه به تعریف کوتاه لغتنامهها محدود نبوده است. در واژههای گویش اورازان، الیجه به معنای «کرباس رنگین» ثبت شده است. در توضیح پوشاک قدیم برخی روستاهای کرج نیز از الیجه بهعنوان پارچهای ریزبافتتر یاد شده که برای لباس زنان و دختران به کار میرفته است.
در برخی منابع گویشی، «الیجه» به پارچه نخی کمعرض با رنگهای قرمز و آبی نیز گفته شده و در گویش مازنی، صورت «الجه» برای آن ثبت شده است. این نمونهها نشان میدهد که الیجه احتمالاً نام یک ساختمان بافت کاملاً یکنواخت و محدود نبوده، بلکه خانوادهای از پارچههای سنتی راهراه و رنگین را دربر میگرفته است.
آیا الیجه نوعی فرش است؟
در فرهنگهای اصلی فارسی، الیجه نام نوعی پارچه یا قماش است، نه نام نوعی فرش. راهراه بودن الیجه ممکن است آن را از نظر ظاهر به بعضی بافتهها و نقشهای نواری نزدیک کند؛ اما این شباهت برای یکی دانستن الیجه با فرش یا یک نقش قالی کافی نیست.
جمعبندی
الیجه نام پارچهای سنتی، دستباف، راهراه و رنگارنگ است. فرهنگهای معین و عمید آن را پارچهای پشمی یا ابریشمی معرفی میکنند؛ درحالیکه منابع تاریخی و محلی از گونههای پنبهای یا ترکیبی آن نیز سخن گفتهاند. «الاجه»، «الجه»، «الاچه» و «آلاچه» صورتهای نزدیک و مرتبطی هستند که در فرهنگها و مناطق مختلف دیده میشوند.
الیجه پارچهای سنتی و دستباف با راهها یا نوارهای رنگی است که بسته به زمان و محل بافت، از پشم، ابریشم، پنبه یا ترکیبی از این الیاف تهیه میشده است.
پرسشهای کوتاه درباره الیجه
معنی کلمه الیجه چیست؟
الیجه به نوعی پارچه سنتی دستباف، راهراه و رنگارنگ گفته میشود.
پارچه الیجه از چه جنسی است؟
در فرهنگهای معین و عمید، الیجه پشمی یا ابریشمی معرفی شده است؛ اما در برخی منابع تاریخی و منطقهای، نمونههای پنبهای یا ترکیبی نیز دیده میشود.
آیا الیجه با دست بافته میشود؟
بله. دستباف بودن در تعریف فرهنگهای فارسی از ویژگیهای اصلی پارچه الیجه است.
املای دیگر الیجه چیست؟
الاجه و الجه دو صورت ارجاعدادهشده به الیجه هستند. الاچه و آلاچه نیز نامهایی نزدیکاند که برای پارچههای راهراه و چندرنگ ثبت شدهاند.
آیا الیجه همان آلاچه است؟
این دو نام از نظر صورت واژه و ویژگی پارچه به یکدیگر نزدیکاند؛ اما منابع موجود برای اثبات اینکه در همه زمانها و مناطق دقیقاً یک پارچه بودهاند کافی نیست. بهتر است آلاچه را صورتی نزدیک و احتمالاً مرتبط با الیجه بدانیم.
منابع
- فرهنگ فارسی معین و فرهنگ فارسی عمید، مدخل «الیجه»
- لغتنامه دهخدا، مدخلهای «الاجه»، «الجه» و «راهراه»
- جلال آلاحمد، اورازان، واژهنامه گویش محلی
- Daniel Balland, “Cotton iii. In Afghanistan,” Encyclopaedia Iranica
- Erwin F. Grötzbach, “Farḵār,” Encyclopaedia Iranica